تبليغاتX
هرج و مرج

هرج و مرج

BABEL




پنج‌شنبه، دوم مهر و از مقابل تالار وحدت؛
مراسم تشييع پيکر زنده‌ياد مشکاتيان پنج‌شنبه انجام می‌شود

مراسم تشییع پیکر زنده‌یاد پرویز مشکاتیان، روز پنج‌شنبه، 2 مهر از مقابل تالار وحدت برگزار می‌شود.
این مراسم که با حضور هنرمندان و موسیقی‌دانان کشورخواهد بود از ساعت 10 صبح آعاز می‌شود ولی هنوز محل دفن این هنرمند که آیا قطعه‌ی هنرمندان بهشت زهرا خواهد بود یا آرام‌گاه شهرنیشابور (زادگاه مشکاتیان) مشخص نیست.
پرویز مشکاتیان آهنگ‌ساز، ملودی‌پرداز و نوازنده‌ی توانای سنتور روز گذشته در سن 54 سالگی در منزل مسکونی‌اش واقع در تهران درگذشت.


منبع : مهر
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/01ساعت 0:44  توسط محسن  | 

استاد پرویز مشکاتیان درگذشت...

صبح امروز و به‌علت ایست قلبی؛
استاد پرویز مشکاتیان درگذشت

پرویز مشکاتیان آهنگ‌ساز برجسته و نوازنده‌ى سنتور به‌علت نارسایی قلبی در منزل‌اش درگذشت.

لحظاتی قبل خبر رسید که امروز پرویزمشکاتیان در سن 54 سالگی دچار ایست قلبی شد و درگذشت.

بهداد بابایی، نوازنده‌ى سه‌تار و خواهرزاده‌ى استاد پرویز مشكاتیان، ضمن اعلام این خبر گفت: «شب گذشته (یك‌شنبه،29 شهریور) آیین، فرزند استاد با من تماس گرفت و گفت كه سریع به منزل‌شان بروم كه وقتی رسیدم دیدم كار از كار گذشته است.»

مشکاتیان آموزش موسیقی را در شش سالگی با پدرش، مرحوم حسن مشکاتیان که استاد سنتورنوازی و آشنا با ویولن و سه‌تار بود، آغاز کرد. او با ادامه‌ى آموختن موسیقی در طول تحصیل، در سال ۱۳۵۳ وارد دانشکده‌ى هنرهای زیبا در دانشگاه تهران شد.

وی ردیف میرزا عبدالله را نزد استاد نورعلی برومند و دکتر داریوش صفوت و مبانی موسیقی ایرانی را نزد اساتیدی چون دکتر محمدتقی مسعودیه، عبدالله دوامی، سعید هرمزی و یوسف فروتن فراگرفت. او کار سنتورنوازی خود را به شیوه‌ى رسمی در مرکز حفظ و اشاعه‌ى موسیقی آغاز کرد و در این زمینه بسیار موفق کار کرد و کارهای بزرگ فراوانی را در زمینه‌ى آهنگ‌سازی وسنتورنوازی به‌ویژه تک‌نوازی انجام داد.

مشکاتیان از سال ۱۳۵۶، هم‌کاری با رادیو را زیر نظر هوشنگ ابتهاج آغاز کرد اما پس از واقعه‌ى ۱۷شهریور ۱۳۵۷ از رادیو استعفا داد و مؤسسه چاووش را با هم‌کاری هنرمندان گروه عارف و شیدا تشکیل داد. سپس با هم‌کاری شهرام ناظری، تصنیف «مرا عاشق» را بر‌روی شعر مولانا ساخت. از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۶۷ با محمدرضا شجریان هم‌کاری داشت که نتیجه‌ى این هم‌کاری، آثار ماندگاری چون بیداد، آستان جانان، سِرّ عشق، نوا و دستان بود.

او با افسانه شجریان دختر محمدرضا شجریان ازدواج کرد اما در دهه ۱۳۷۰ این پیوند به جدایی منجر شد. او هم‌چنین کارهای بسیار پرباری با نوازندگانی چون حسین علیزاده (سرپرست گروه عارف و گروه شیدا) و محمدرضا لطفی (سرپرست گروه شیدا) دارد.

بهداد بابایی نوازنده سه‌تار وخواهر‌زاده‌ى این هنرمند برجسته گفت خبر تشییع پیکر آن مرحوم متعاقبا اعلام می‌شود.

سایت خبری-تحلیلی موسیقی ما و این وبلاگ  ضایعه‌ى درگذشت پرویز مشکاتیان را به خانواده‌ى آن هنرمند نام‌دار و عالی‌رتبه و جامعه‌ى فرهنگی و هنری کشور تسلیت می‌گوید.


منبع : مهر و همشهری‌آنلاین >>>>و موسیقی ما
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/06/31ساعت 0:59  توسط محسن  | 

داروی خواب آور قوی باعث مرگ مایکل جکسون شد

                              

جسد مایکل جکسون روز 29 اوت دفن می شود

پزشکان یک داروی خواب آور و بیهوش کنننده قوی بنام پروپوفل را دلیل اصلی مرگ مایکل جکسون، خواننده مشهور آمریکایی تشخیص داده اند.

این دارو در عمل های جراحی نیز برای بیهوش کردن بیمار کاربرد دارد.

آن طور که اعلام شده است، کالبد شکافی نشان می دهد که در بدن مایکل جکسون میزان پروپوفل در حد کشنده بالا بوده است.

مایکل جکسون روز 25 ماه ژوئن امسال در سن 50 سالگی در گذشت.

پلیس از پزشک شخصی وی، کونارد موری، چند بار بازجویی کرده است، اما وی تا کنون توسط دادستان ها به قتل عمدی یا غیرعمدی مایکل جکسون متهم نشده است.

پزشک مایکل جکسون به دادستان ها گفته است که برای درمان بیماری بیخوابی مایکل جکسون بود که به وی پروپوفل می داده است.

پزشک وی می گوید، بعد از آن که چند داروی دیگر بر مایکل جکسون اثر نکرد، صبح روز 25 ژوئن مقدار کمی پروپوفل به وی تزریق کرد و سپس مایکل جسکون را تنها گذاشت.

وی می گوید از بیم آن که مایکل جکسون به پروپوفل معتاد شود، مقدار کمتری از آن به بیمارش تزریق می کرده است.

قرار است مایکل جکسون در روزی که می توانست پنجاه و یکمین سالگرد تولدش باشد، در ایالت کالیفرنیای آمریکا دفن خواهد شد.

خانواده وی تایید کرده است روز 29 اوت که روز تولد مایکل جکسون بود، مراسم تدفین وی برگزار خواهد شد.

این مراسم به طور خصوصی برگزار خواهد شد و فقط دوستان نزدیک و خانواده جکسون در آن حضور خواهند داشت.

جسد این خواننده آمریکایی در قبرستان فورست-لان در شهر گلندایل واقع در لوس آنجلس ایالت کالیفرنیا به خاک سپرده خواهد شد.

مراسم تدفین مایکل جکسون در حالی قرار است به طور خصوصی برگزار شود که پیشتر مراسم یادبود عظیمی به یاد او در کالیفرنیا برگزار شده بود.

این مراسم عمومی روز سه شنبه (7 ژوئیه) در شهر لس آنجلس برگزار شد.

بیش از 17 هزار نفر در آن مراسم که به طور زنده از طریق شبکه های رادیویی، کانال های تلویزیونی و شبکه اینترنت در دنیا پخش شد شرکت کردند.

منبع:‌BBC

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/11ساعت 12:4  توسط محسن  | 

مرگ مایکل جکسون قتل تشخیص داده شد

 

مایکل جکسون در پنجاه سالگی در اثر ایست قلبی درگذشت

پزشکی قانونی لس آنجلس مرگ مایکل جکسون، ستاره موسیقی پاپ را قتل تشخیص داده است.

مایکل جکسون، ماه ژوئن در سن پنجاه سالگی در خانه خود در لس آنجلس در اثر ایست قلبی درگذشت.

گزارش پزشکی قانونی لس آنجلس که به هفته ها حدس و گمان درباره مرگ آقای جکسون پایان داد، علت مرگ او را مسمومیت با پروپوفول که یک داروی بیهوشی است و مسکنی به نام لورازپام عنوان کرده است.

پلیس، پزشک شخصی مایکل جکسون را بازجویی کرده است ولی از او به عنوان مظنون نام نبرده است.

گزارش پزشکی قانونی می نویسد: "علت مرگ مسمومیت حاد با پروپوفول تشخیص داده شده است."

بر اساس این گزارش، مجموعه ای از داروهای میدازولام، دیازپام، لیدوکائین، لورازپام و افدرین در خون مایکل جکسون دیده شده است.

متن کامل گزارش سم شناسی پزشکی قانونی درباره علت مرگ مایکل جکسون به درخواست پلیس و دادستان لس آنجلس منتشر نشده است.

وکیل پزشک شخصی مایکل جکسون خواستار انتشار گزارش کامل سم شناسی است.

ادوارد چرنوف وکیل دکتر کانراد مورای خواستار انتشار غلظت دقیق همه داروهای اعلام شده در خون مایکل جکسون شده است.

خبرگزاری رویترز، به نقل از پلیس لس آنجلس گزارش کرده که گزارش سم شناسی احتمالا به دادستانی ارجاع می شود تا کیفرخواست جنایی صادر شود.

پیش تر گزارش هایی به نقل از دکتر مورای، پزشک شخصی آقای جکسون منتشر شده بود که از تجویز دارو پروپوفول برای درمان مشکل بی خوابی او خبر می داد.

مایکل جکسون سوم سپتامبر در مراسمی خصوصی در حومه لس آنجلس دفن می شود. پیش تر قرار بود مراسم تدفین او در روز تولدش در بیست و نهم اوت برگزار شود.

منبع:BBC

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/11ساعت 11:53  توسط محسن  | 

سالروز فوت فرهاد

سالروز فوت فرهاد

                  

فرهاد مِهراد (۲۹دی۱۳۲۲، تهران - ۹ شهریور۱۳۸۱، پاریس) معروف به فرهاد؛ خواننده، آهنگ‌ساز و نوازندهٔ ایرانی بود. از معروف‌ترین آهنگ‌های او می‌توان به «جمعه»، «کودکانه»، «وحدت»، «گنجشکک اشی مشی» و «شبانه» اشاره کـــــرد.

سال‌های کودکی فرهاد ۲۹ دی ۱۳۲۲ در تهران متولد شد. پدرش رضا مهراد، کاردار ایران در کشورهای عربی بود. فرهاد تا ۸ سالگی که به همراه خانواده به تهران بازگشت در عراق زندگی می‌کرد. برادر بزرگ فرهاد ویولن می‌نواخت. یکی از دوستان برادرش متوجه علاقهٔ فرهاد به موسیقی می‌شود و از خانواده فرهاد می‌خواهد که ســـــازی بـــــرای او تهــــيه کـــنند.

با اصرار برادرش يک ویولن‌سل برای او تهیه می‌کنند و تمرینات فرهاد آغاز می‌شود. ولی عمر تمرینات ویولن‌سل از ۳ جلسه فراتر نرفت و دست روزگار ساز او را شکست.سال‌های جوانی و شهرت بعد از ترک تحصیل در کلاس یازدهم با یک گروه نوازندهٔ ارمنی آشنا می‌شود و با استفاده از سازهای آنان به صورت تجربی نواختن را می‌آموزد و مدتی بعد به عنوان نوازندهٔ گیتار در همان گروه شروع به فعالیت می‌کند.

فرهاد دو سال نیز به انگلستان رفت و در آنجا با موسیقی پاپ آن سال‌های انگلستان آشنا شد. پس از بازگشت به ایران فرهاد اولین اجرای موسیقی خود را در هتل ریمبو در خیابان ایرانشهر تهران اجرا کرد. سپس به اجرای برنامه در رستوران کوچینی ادامه داد و در آنجا به فرهاد بلک‌کَتس مشهور شد. در این دوران در کافه‌های مختلف تهران به خواندن آوازهایی از گروه‌های معروف موسیقی آن زمان از جمله بیتل‌ها، الویس پریسلی، و ری چارلز می‌پرداخت. در همین دوره ترانهٔ «اگه یه جو شانس داشتیم» را برای دوبلهٔ فیلم بانوی زیبای من خواند که در فیلم استفاده شد.

تصویر «فرهاد مهراد» بر جلد مجلهٔ «اطلاعات هفتگی» در ۱۳۴۸ فرهاد برای ترانهٔ «مرد تنها» (با آهنگ اسفندیار منفردزاده و شعر شهیار قنبری) در فیلم رضا موتوری (به کارگردانی مسعود کیمیایی) آواز خواند. این ترانه در سال ۱۳۴۹ هم‌زمان با اکران فیلم به شکل صفحهٔ موسیقی منتشر شد.

در ۱۳۵۰ ترانهٔ «جمعه» (کار منفردزاده و قنبری) را برای فیلم خداحافظ رفیق (به کارگردانی امیر نادری)، در ۱۳۵۱ ترانهٔ «خسته» را برای فیلم زنجیری، و در ۱۳۵۶ ترانهٔ «سقف» (کار منفردزاده و ایرج جنتی عطایی) را برای فیلم ماهی‌ها در خاک می‌میرند خواند. در همین سال‌ها(اوایل دههٔ ۱۳۵۰) فرهاد با دختری به نام مونیکا آشنا شد و با او ازدواج کرد اما سرانجام این ازدواج جدایی بود. بعدها یعنی در اواخر همین دهه فرهاد با پوران گلفام ازدواج کرد و تا پایان عمر با او زندگی کرد.

تا سال ۱۳۵۷ و انقلاب ایران کنسرت‌های فراوانی داد. در بهمن ۱۳۵۷ هم‌زمان با انقلاب ترانهٔ معروفش «وحدت» (آهنگ از منفردزاده، شعر از سیاوش کسرایی) را ضبط کرد. پس از انقلاب مدت‌ها از کار منع شد تا بالاخره در ۱۳۶۹ آلبوم خواب در بیداری را منتشر کرد که چند ترانهٔ فارسی و چند ترانهٔ انگلیسی داشت. در این نوار فرهاد پیانو هم می‌نواخت و بعضی از آهنگ‌ها را هم خود ساخته بود. در ۱۳۷۴ نیز اولین کنسرت بعد از انقلابش را در کلن اجرا کرد. در ۱۳۷۶ آلبوم وحدت او نیز منتشر شد که شامل ترانه‌های دههٔ ۱۳۵۰ او بود. در ۱۳۷۷ توانست در هتل شرق تهران کنسرت اجرا کند و آلبوم برف را نیز منتشر کرد.

پس از انتشار آلبوم «برف»، فرهاد درصدد تهيه آلبومی با نام «آمین» بود که ترانه‌هایی از کشورها و زبان‌های مختلف را در بر می‌گرفت. اما از مهرماه ۱۳۷۹ بیماری او جدی شد. فرهاد به بیماری هپاتیت سی مبتلا بود و در نتیجهٔ عوارض کبدی ناشی از آن در خرداد ۱۳۸۱ برای درمان به لیل در فرانسه رفت و در ۹ شهریور همان سال پس از مدتی اغما در بیمارستان، در سن ۵۹ سالگی درگذشت و در ۱۳ شهریور در گورستان تیه در پاریــــــــــــس دفن شد.

 

آلبوم‌ها :

اسیر شب

آئینه‌ها(مسخ) - موسیقی: حسن شماعی‌زاده - شعر: اردلان سرفراز

هفته خاکستری - موسیقی: واروژان - شعر: شهیار قنبری

وحدت - موسیقی: اسفندیار منفردزاده

خواب در بیداری

برف - موسیقی: فرهاد و فریدون شهبازیان

فرهاد ۱۵۹ - مجموعه کامل آثار فرهاد

 

 

اطلاعات برگرفته از "دانشنامه آزاد"

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/06/10ساعت 12:1  توسط محسن  | 


 

گفت‌و‌گوی خواندنی با محسن یگانه، درباره زیرزمین و موسیقی زیرزمینی؛
بنیامین با آلبوم دوم‌اش به شعور مردم ما توهین کرد

موسیقی ما - بهمن بابازاده: خیلی قبل‌تر از اینکه نخستین آلبوم مجازش وارد بازار موسیقی کشور شود، در بین مخاطبان موسیقی و بخصوص مخاطبان پاپ، شناخته شده بود و کلی هم طرفدار داشت. محسن یگانه، که در شرف انتشار دومین آلبوم مجازش است، بهترین گزینه‌ای بود که می‌توانستیم با او در مورد موسیقی زیرزمینی و همه اتفاقات و بلبشوهای این دنیای مخفی گپ بزنیم و پای صحبت‌هایش بنشینیم. او کسی‌ است که همه این تجربه‌های به قول خودش وحشتناک را از سر گذرانده، و حالا همه این تجربه‌ها، برایش پلی ساخته‌اند که بتواند موفقیت‌های بزرگ را در عرصه موسیقی تجربه کند.
بک‌استیج یکی از اجرا‌های ارگانی یگانه، محلی بود که با او گپ زدیم و او هم در حالی که به شدت حواسش به «ساند چک» اعضای گروه ارکسترش بود به سوالات ما جواب داد. دقت و زوم محسن و حساسیتی که در کار گروهش داشت نشان می‌داد که او به خوبی قدر موقعیتی که به دست آورده را می‌داند و حاضر نیست به این راحتی‌‌ آن‌را از دست بدهد.

******
از اینجا شروع کنیم که به نظر تو تعریف و مفهوم موسیقی زیرزمینی در ایران و سایر نقاط جهان، تعریف واحد و مترادفی است؟موسیقی زیر‌زمینی خارج از کشور، سبکی‌ است که مخاطب عام موسیقی آن‌را نمی‌پسندد و از شدت «خاص بودن» به بیراهه رفته و این خاص‌بودن به حدی رسیده که حتی خود جامعه خاص‌طلب غرب هم که شدیدا در ترویج و انتشار همه چیزهای جدید و خاص اولین است، آن‌را نمی‌پسندد و نمی‌شناسد. ولی در ایران افرادی که در موسیقی زیرزمینی‌اند، به چند دسته مختلف و بسیار ناعادلانه تقسیم می‌شوند که راجع به هر کدام از این دسته‌ها باید جداگانه بحث و نقد صورت بگیرد.
 
تو خودت جزو کسانی بودی که در بطن این ماجرا‌ها بوده‌ای و به خوبی می‌توانی این تقسیم‌بندی را تشریح کنی.
خواننده‌های زیرزمینی در ایران به 3 دسته کاملا مجزا تقسیم می‌شوند: 1. افرادی که امکانات دارند و استعداد ندارند 2. افرادی که استعداد دارند و امکانات ندارند 3. خیلی کم هم افرادی که از هر دوی این ابزار برخوردارند.
دسته سوم تعدادشان بسیار اندک است اما معمولا خواننده‌های نسل‌های بعد را باید در بین افرادی که جزو دسته دوم هستند جست‌وجو کرد.

این‌ها که اعتقاد داری خواننده‌های نسل بعدی را تشکیل می‌دهند، همان‌هایی هستند که به زحمت و دردسر فراوان یک ترک را تولید و زیرزمینی منتشر می‌کنند و با همین تک‌آهنگ، کل بازار موسیقی و خواننده‌های مجازش را از دور خارج می‌کنند؟
بله دقیقا. مثال‌های زیادی هم می‌توانم برای این ادعا بیاورم. طرف با یک تک‌آهنگ کل بازار را تخته می‌کند و مخاطبان ثابت فلان خواننده اسم و رسم‌دار را هم می‌قاپد.

دلیل این اتفاق پایین آمدن سطح کیفی خواننده‌های مجازمان است یا ممیزی‌های فراوانی که کار مجازها را نابود می‌کند؟
ما کلا در ایران دو نوع ممیزی داریم. یکی ممیزی‌های رسمی که یک سری روال خاص خودش را دارد که شامل موسیقی و کلام و دیگر قسمت‌ها می‌شود. ولی ممیزی مهم‌تر و مشخص‌تر در ایران، مردم هستند. موسیقی پاپ برای مردم است و باید به فکر کاری باشد که مردم آن‌را بپسندد. مردم کاری را که دوست نداشته باشند بدون هیچ تعارفی رد می‌کنند و آنرا گوش نمی‌دهند. مهم سلیقه مردم است و این سلیقه خیلی تعیین کننده است. حالا آن‌ها مختارند که موسیقی زیرزمینی را انتخاب کنند یا موسیقی رو زمینی را!

خوب این وظیفه شرکت‌ها نیست که سلیقه مردم را بشناسند و با توجه به آن بروی استعدادهای کم نام و نشان سرمایه کذاری کنند؟
اگر نگویم صددرصد شرکت‌ها، بدون شک نود درصد شرکت‌های موسیقایی ما به دنبال فروش بهتر و بالاتر هستند و هیچ چیز دیگری برایشان مهم نیست!

در تمام دنیا این روال مرسوم است. این که چیز عجیبی نیست.
قبول دارم ولی چرا شرکت‌ها به دنبال استعدادها و نوابغ نیستند و نمی‌خواهند سطح کیفی و فنی کارهای‌شان بالا باشد؟ آنها از این طریق بیشتر به سود رسانی هم می‌رسند. ولی این ترس از ریسک کردن باعث می‌شود که اوضاع به همین شکلی که می‌بینید در‌بیاید. در همه دنیا شرکت‌ها روی استعداد‌های کم نام ونشان سرمایه‌گذاری می‌کنند و بعد از چند سال نتیجه‌اش را می‌گیرند. ولی اینجا همه در رویا زندگی می‌کنند. دوست دارند یک شبه میلیونر یا خواننده شوند. رابطه نقشی تعیین‌کننده را در ارتباط گرفتن با شرکت‌ها را دارد. در کل دنیا شرکت‌های بزرگ برای حفظ اعتبارشان هم که شده، کار مزخرف عام پسند را منتشر نمی‌کنند ولی اینجا چطور؟ شما بهمن جواب بدهید.

خوب ما دقیقا برعکس ایم!
آفرین، اینجا شرکت‌های بزرگ به محض اینکه یک آلبوم سطح پایین پر‌‌جنب‌و‌جوش و عام پسند را که از لحاظ تکنیکی واقعا مزخرف است، به دستشان می‌رسد، اصلا به کیفیت کار فکر نمی‌کنند و چون می‌دانند که خوب می‌فروشد، در انتشار آن درنگ نمی‌کنند.

ما در خیلی چیزهای دیگر هم نسبت به همه جا برعکس‌ایم. درصد زیادی از خواننده‌هایی که در ایران می خواهند مجوز بگیرند ابتدا وارد چرخه زیرزمینی موسیقی می شوند و بعد آرام آرام به سمت مجوز می‌آیند، ولی در دنیا کسانی که نمی‌خواهند رسمی و شناسنامه دار شناخته شوند، به صورت زیرزمینی و اینترنتی کارها‌ی‌شان را منتشر می‌‌کنند. تناقض در مفهوم زیر‌زمینی‌بودن از کجا آمده؟
این مقایسه از لحاظ سخت‌افزاری به نظر من اصلا درست نیست. در هیچ کجای دنیا بحث مجوز گرفتن مثل ایران وجود ندارد و هر خواننده‌ای می‌تواند کارش را به چندین ناشر نشان دهد و بالاخره با یکی از آنها به توافق برسد. هم که زیرزمینی و اینترنتی فعالیت می‌کنند، تند‌رو‌هایی هستند که دلشان نمی‌خواهد که تحت فرمان کس یا جای خاصی باشند. ولی در ایران فرض کنید که یک آلبوم را یک جوان تازه کار تولید و ضبط کرده است. یا باید سختی مراحل مجوز گرفتن را بپذیرد و یا زیرزمینی کارش را منتشر کند. و یک پرش عجیب و غریبی را داشته باشد. شما جای او باشی کدام راه را انتخاب می‌کنید؟

جواب دادن به این سوال خیلی سخت است.
پس دیدی که مقایسه درستی نیست.

بحث دیگری که درمورد خواننده زیر زمینی است، این است که این لقب و برچسب «غیر مجاز و زیرزمینی بودن » به یک جور اعتبار و ارزش و کلاس کاری تبدیل شده است!
مردم ما دنبال این نیستند که چه کسی خلاف جهت ارشاد حرکت می‌کند که دنبالش کنند و کارهای او را گوش دهند. مردم ما کار خوب را دوست دارند. راحت بگویم. اگرهم قرار است که به کسی بر بخورد زیاد مهم نیست: اگر کسی دوست دارد که کاملا غیر رسمی باشد، به نظر من عقده دیده شدن دارد. موسیقی یک هنر است و هرهنری یک فضای کاری دارد. آن‌هایی که می‌بینند کارشان در حدی نیست که در این فضا بتوانند بدرخشند، یک سوء استفاده کثیف از اسم هنر می‌کنند و حاضرند که هر حرکتی را به اسم هنر انجام دهند تا به چشم بیایند.

وقی این انگ غیر مجاز بودن روی اسم یک خواننده است، چه احساس و حال وهوایی می تواند داشته باشد. تو کسی هستی که خیلی خوب این احساس را تجربه کرده‌ای؟
نسبت به خارج از کشور و خواننده‌های سایر نقاط دنیا نمی‌توانم نظر بدهم. چون زیاد با فضای جامعه آنها آشنا نیستم. ولی در ایران به قدری فرق و فاصله بین یک خواننده مجاز و غیر‌مجاز زیاد است که من همیشه آرزو می‌کنم که ای کاش آن زمان یک معادله ساده‌تری پیدا می‌شد که من زودتر به مسیری که الان در آن حرکت می‌کنم، می‌رسیدم و مجبور نبودم همه پستی و بلندی‌های غیر مجاز را تجربه کنم تا به عرصه موسیقی مجاز برسم. برای من هفت‌خوان رستم دقیقا در زمان حضورم در موسیقی غیر مجاز اتفاق افتاد نه حالا که یک خواننده رسمی‌ام‌! به هیچ وجه تجربه خوبی نیسست و برای هیچ کس آنرا آرزو نمی‌کنم!

یک نفر اگر ابتدا وارد جریان زیرزمینی شود و سپس بخواهد مجوز بگیرد کارش سخت تر است یا اینکه مستقیما سراغ مجوز برود و بخواهد رسمس فعالیت کند؟
شاید جوابم باعث شود که فکر کنی صحبت‌هایم ضد و نقیض است ولی الان باز هم من اعتقاد دارم که مجاز کار کردن سخت‌تر است. چون هیچ شرکتی دنبال تو نمی‌آید و از تو حمایت نمی‌کند. شرکت‌ها الان کارشان شده چرخ زدن در اینترنت و اینکه کدام خواننده زیر‌زمینی بیشتر کارش گرفته تا بروند و با یک قرار‌داد او را ببخشید یقه کنند و به اهداف مالی و اعتباری خود برسند.

واین یک روند فوق العاده افتضاح و همین باعث رشد قارچ وار خواننده‌های زیر زمینی می‌شود.
بله‌، این اتفاق موسیقی را به عرصه نابودی می‌کشاند و این خیلی بد است.

فقط افرادی که با هوش عمل کرده اند را اسم می بری‌؟
یک سری هستند که به قدری کارشان قوی است‌، شاید از بهترین های موسیقی مجاز ما هم بهترند. مثلا اشکان کوشانی بقدری تنظیم های قوی و مدرنی را در کارهایش داشته که واقعا برای من جالب بود. یا زانیار خسروی...

اینهایی که اسم می‌بری، مربوط به قشر خاص‌پسند موسیقی نمی‌شوند؟
شاید ولی کارشان حرف ندارد. مخاطب عام ما به صورت کامل در اختیار «ساسی مانکن» بود. از کوچک و بزرگ با او و سبک و سیاقش ارتباط برقرار کردند. همه موسیقی حتی مجاز را هم تحت تاثیر خود قرار داد. کار به جایی رسیده بود که من می‌دیدم خانواده‌ها برای قطع گریه بچه، برایش ساسی مانکن می‌گذارند!

موسیقی زیر‌زمینی در چند سال اخیر هر سال چهره جدیدی را رو کرده است.  یک روز هیچکس، یک روز یاس، یک روز ساسی مانکن.  موجی که هرکدام از این چهره‌ها به راه می‌اندازند چرا در سال‌های بعدی ماندگار نیست؟
بیشتر به مسیری که انتخاب می‌کنند بستگی دارد. این انتخاب مسیر، خیلی مهم است. نباید زیادی جاه‌طلب باشند و با صبر و دقت بهترین تصمیم را بگیرند. این خیلی مهم است که از راه به در نشوند. نمونه عینی این جور آدم‌ها که از خود بی‌خود شدند و راه را در میانه گم کردند، کسی نیست جز بنیامین بهادری. او که حتی درک درستی از هفت نت موسیقی هم ندارد، به راحتی کل جامعه هنری ایران را زیر سوال می برد و به آنها بی‌احترامی می‌کند. چرا ما باید لنگ یک سری افراد بی‌هنر باشیم که سر یک‌سری اتفاقات خاص رو آمده‌اند و فکر می‌کنند که موج شان ماندگار است.
بفرمایید، این هم آلبوم جدید بنیامین! چرا ما باید اجازه بدهیم که یک «بچه»، یک بچه از لحاظ هنری، بیاید و در صحبت‌هایش این همه هنرمند را زیر سوال ببرد؟ آلبوم دوم همین آقا همه انسجام بازار موسیقی ما را بعد از عید از بین برد. او به شعور مردم ما توهین کرد و تازه دو قورت ونیم‌اش هم باقی است.

بگذریم، چه خاطره جذابی از دوران غیر‌مجاز بودن‌ات داری که هرگز فراموشش نمی‌کنی؟
قاچاقی توی خوابگاه، کلاس آموزش گیتار داشتم. با پولی که از این راه جمع کردم یک گیتار خریدم و خیلی هم دوستس داشتم. ولی آنرا ازم دزدیدند! این زشت ترین و ماندگارترین خاطره ام از آن دوران بود.

اولین بار خودت کارهایت را روی اینترنت گذاشتی یا کارهایت لو رفت؟
یک سری را خودم گذاشتم و یک سری هم لو رفت!

وقتی کارهایی که خیلی برای‌شان زحمت کشیده بودی را روی اینترنت می‌دیدی، چه احساسی داشتی؟
هم خوشحال بودم و هم ناراحت. خوشحال بابت دیده و شنیده‌شدن کارهایم و ناراحت بابت لو رفتن آنها.

این که ناراحتی نداشت. تو که بابت این اتفاق کلی سود کردی! بحث مالی کار، شهرت، اعتبار و خیلی چیزهای دیگر را به دست آوردی...
همه این اتفاقات خیلی زود و مثل یک فیلم با دور تند برای من به اتفاق افتاد. شاید هم شما درست می گویید...

حرف آخر را به سلیقه خودت انتخاب کن.
موسیقی پاپ ما به یک مسکن نیاز دارد. یک تلاش فوق برنامه... همیشه در اوضاع خراب یک ترک می تواند موسیقی پاپ را از این رکود کشنده نجات دهد و مردم را با آن آشتی دهد. امیدوارم که شرایط به گونه‌ای شود که این مسکن‌ها از راه مجاز و نه زیرزمینی در موسیقی ما تزریق شوند، همین!


منبع : همشهری ماه و موسیقی ماه
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/09ساعت 14:0  توسط محسن  | 

خانواده هاشمی رفسنجانی از زبان خودش ...

سایت ایت الله هاشمی رفسنجانی، مطلبی را با عنوان "خانواده هاشمی رفسنجانی از زبان خودش " منتشر کرده است.

در این مطلب آمده است:

* ازدواج

http://96.0.54.242/tab/pics2/200908282141222311.jpgدر سال 1337 در رفسنجان برایم خواستگاری کردند؛ دختر حجت‌الاسلام آسید محمد صادق مرعشی که اسناد رسمی داشتند و از تحصیلات حوزوی بهره‌مند بودند. همسرم از خانواده‌ای است روحانی، از فامیل بزرگ مرعشی و نوه حضرت آیت ا... سید کاظم طباطبائی یزدی صاحب کتاب عروة الوثقی که جایگاه معتبری در همه حوزه‌ها دارد.
ثمره این ازدواج پنج فرزند به ترتیب: (فاطمه، محسن، فائزه، مهدی، یاسر) هستند. دخترانم با پسران آقای لاهوتی که یکی پزشک و دیگری دندانپزشک است، ازدواج کردند که قرار این ازدواج در آخرین زندان - زندان اوین که در آنجا هم زندان بودیم - گذاشته شد.



* همه بچه‌های من

خانواده من وارد سیاست نشدند. دخترانم یکی وارد کار ورزش و دیگری وارد بنیاد بیماران خاص شدند.

-محسن

پسرانم، محسن که در اروپا جزو انجمن اسلامی بود که زمینه سیاسی داشت. به ایران آمد، مشغول کار در موشک‌سازی شد. رشته‌اش مربوط به بدنه موشک‌سازی بود و به همین خاطر تحصیلش را نیمه‌کاره رها کرد و آمد. چون به او نیاز داشتیم. کارش مخفی بود و بعد به بازرسی رئیس جمهوری آمد که آنهم کاری مخفی بود. کسی را می‌خواستیم که از اطلاعات سوء استفاده نکند. بعد به مترو رفت که الان هم هست.

-مهدی

مهدی به صنعت علاقه داشت و فهمید که وضع ما در دریا ضعیف است. صنایع دریایی ما خیلی ضعیف بود. او دنبال سکوسازی و لوله‌های کف آب و حفاری در دریا رفت که وابسته بودیم. آخرش به پارس جنوبی و عسلویه رسید و الان به CNG رفت که برای صرفه‌جویی و محیط‌زیست خوب است.

-یاسر

یاسر هم با آقای فروزش وزیر سابق جهاد سازندگی درباره خود کفایی پنیر کار می‌کرد. آن موقع مشکل ما در کشور این بود که کسی دنبال صنایع تبدیلی نمی‌رفت. دامداران مشکل داشتند و پنیر هم وارداتی بود. مشاور وزیر بود، ولی این سمت برای راه‌اندازی کارش بود. الان هم در دفتر من در مرکز تحقیقات است.

* در کارهایی که به آنها مربوط نیست دخالت می‌کنند

پس بچه‌های ما در کار سیاست نیامدند. اما حُسن یا اشکالی وجود دارد که خیلی بی‌رودربایستی برخورد می‌کنند. مخفی‌کاری و ریاکاری نمی‌کنند و هر چه هستند، نشان می‌دهند. در کارهایی که به آنها مربوط نیست دخالت می‌کنند. این روش در جامعه ما باب نیست. به معنای مصطلح وارد سیاست نشدند، ولی وارد میدان شدند.
البته یک بحث اساسی دارم که می‌توانستم جلویشان را بگیرم که معلم شوید و یا درس بخوانید و اینکه پسر رئیس‌جمهور هستید، برایتان بس است. اگر این تفکر عام شود، بچه‌های شخصیت‌ها نمی‌توانند کار کنند که نوعاً دلسوز هستند. فرهنگ درستی نیست. البته شاید بعضی‌ها سوء استفاده کنند. شاید بعضی‌ها راضی باشند که بچه‌هایشان هیچ کاری نکنند و نانی بخورند و بگردند. چرا باید این گونه باشند؟ حداقل باید مثل مردم عادی کار کنند. جرمشان این است که پدرشان مسئولیت بالایی دارد.

* خودم مواظبت می‌کردم که آلوده نشوند

هر مدیری در سطح خود می‌تواند این مشکل را داشته باشد. آن طرفش هم سخت است. دستشان به خاطر قدرت باز باشد و سوء استفاده کنند، که نقطه فسادانگیزی است. خودم مواظبت می‌کردم که آلوده نشوند. ضمن اینکه نمی‌خواستم جلویشان را بگیرم که برای مملکت کار نکنند.
دلم برای مملکت می‌سوزد و هر کسی که کار می‌کند، خوشم می‌آید. مثلاً در ورزش بانوان شاید کسی جز فائزه من نمی‌توانست این طلسم را بشکند. همین بنیاد بیماری‌های خاص ده پانزده سال است دارد کار می‌کند، ولی هنوز در کشور فاجعه است. بیماری‌های بد هموفیلی، تالاسمی، سرطان و کلیوی متولی مشخص نداشتند.

*دلم می‌خواست یکی از بچه‌هایم طلبه شود

در خانواده ما هیچ چیز تحمیلی نیست. در مورد خود من هم نبود. همیشه با انتخاب و آزادی کار کردیم. گاهی پدرم سخت‌گیری‌هایی می‌کرد. ما سخت‌گیری نمی‌کنیم که بچه‌ها چه شغلی انتخاب می‌کنند. البته تا حدی که کار بدی نکنند و مباح و عادی باشد. از دور مواظبم که مسایل دینی و عقاید و اعمال عبادی را رها نکنند. مثلاً به گونه‌ای ترتیب می‌دهم که صبح‌ها برای نماز بیدار شوند. اما سعی می‌کنم خودشان انتخاب کنند.
احتیاجی به اوقات‌تلخی نداریم که فضای عاطفی خانواده را بهم بزنیم. می‌دانند که اگر خلافی از آنها ببینم، نمی‌گذرم. اینکه چگونه جبران کنند، بستگی به شرایط من دارد. لذا مجموعه‌ای داریم که هم مواظبت مرئی و غیرمرئی در آن هست و هم آزاد می‌شوند و هر کاری که می‌خواهند - ولو با سلیقه من نسازد - دنبال می‌کنند. مثلاً دلم می‌خواست یکی از بچه‌هایم طلبه شود. اما آنها انتخاب نکردند و من هم نگفتم حتماً بروید طلبه شوید‌. معمولاً روحانیون معروف یکی از بچه‌هایشان را طلبه می‌کنند تا وارث آنها در آن بخش باشند. من به خودشان واگذار کردم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/09ساعت 13:25  توسط محسن  | 

سامی یوسف





«به سويم آمدی» دومین ترانه فارسی سامی یوسف

دومين ترانه فارسي سامي يوسف كه به مناسبت حلول ماه مبارك رمضان اجرا كرده بود به صورت رسمي از طريق وب سايت شخصي وي منتشر شد. ترانه You came to me ( به سويم آمدي ) ترانه اي است در وصف پيامبر گرامي اسلام (ص) كه با زبان شعر ساده و عاشقانه توسط خود سامي يوسف سروده شده است.

اين ترانه در 4 نسخه انگليسي ، انگليسي –  فارسي ، انگليسي – عربي ، انگليسي – تركي  خوانده شده است كه ملودي آن تلفيقي از موسيقي شرقي ( ايراني ) و موسيقي غربي است و همچنين  در قسمت هم خواني به صورت تواشيح هاي اسلامي اجرا شده است.


 

اللهم صل علی سیدنا ، مصطفی علی حبیبک ، نبیک ، مصطفی    

متن فارسي
 

تو آمدی در اوج غمهام
 صدات کردم آنجا بودی

بدون تو معنای عمر چیست

وقتی ندانم اسراری از غیب

خواهم رضای تو

جانم فدای تو

دلم می خواد، که باشم با تو

خسته ام از دنیا

از این دو رنگی ها

فقط می خوام

که باشم با تو

 

 


|دانلود کنید :: ورژن فارسی :: لینک مستقیم|


|دانلود کنید ::  ورژن انگلیسی :: لینک مستقیم|

 

| دانلود کنید :: ورژن عربی :: لینک مستقیم  |

 

 دانلود کنید :: ورژن ترکی :: لینک مستقیم   |


+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/06/02ساعت 1:9  توسط محسن  |